تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
اگرچه در مرحله نخست ، بعيد به‌نظر مىرسد ليكن حقيقتى غيرقابل انكار است پس گوش كنيد به آنچه ذيلا خاطرنشان مىسازم . معارف عاليه الهى مانند توحيد ، نبوت و امامت و نظائر آنها چيزهايى نيستند كه تنها علم و يقين در مورد آنها كافى باشد چنان كه خداى تعالى فرمايد :
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ
« 1 » يعنى درحالى منكر آنها شدند كه در دل خود نسبت به آنها يقين داشتند ،
وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ
« 2 » يعنى خداوند او را با وصف علم و يقينى كه دارد ، گمراهش ساخته است . پس درباره معارف مزبور علاوه بر علم نظرى ، احتياج به ايمان و باور نيز هست و آن عبارت است از تسليم قلبى و پذيرش نفسانى كه بالطبع ، انسان را در مسير اعمال و كردار مناسب باآن علم و يقين ، قرار مىدهد . و هم‌چنانكه علوم و دانش‌هاى نظرى نتيجه افكار و نظرات صحيح مىباشد همچنين ايمان و اذعان و پذيرش قلبى هم معلول و محصول ملكات و يا احوال دل است كه باآن تناسب دارند . مثلا بخيلى خصلت و خوى بخل در نهاد او رسوخ و ريشه كرده و به صورت ملكه بخل درآمده ، چنين شخصى ممكن نيست به حسن سخاوت و خوبى بذل مال ايمان داشته باشد ، مگر زمانى كه در اثر حسن تربيت و تداوم اعمال نيك ، حالت انقياد و ايمان در نفس او پديدار گردد كه در نتيجهء ، خصلت بخل ، جاى خود را به خلق و خوى جود و سخاوت بدهد . بنابراين استدلال بر حقانيت چيزى جز اين نيست ، موجب روشن شدن
هامش
( 1 ) سورهء نمل ، آيهء 14 . ( 2 ) سورهء جاثيه ، آيهء 23 .
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 652 | مراد على شمس