ليكن اينگونه استعداد ، ناقص است و در لسان احاديث ائمه اهل بيت استطاعت خوانده نمىشود .
پس انسان در موردى كه اصلا غذا نيست استطاعت و توانايى خوردن را ندارد و نمىتواند بخورد و يا در جايى كه اصلا زن نيست مرد نمىتواند با او تماس برقرار كند و استطاعت چنين عملى را ندارد .
و اينكه امام عليه السّلام در اين حديث مىفرمايند : استطاعت همراه فعل و عمل است ، منظور ايشان استعداد كامل است كه جدا از فعل و عمل نيست و ميان اين گونه استعداد و انجام عمل و يا ترك آن ، جز اراده و خواست انسان ، فاصله و واسطهاى ديگر نيست .
بنابراين مقصود امام ، مطلق امكان و استعداد نيست و اين مطلب ربطى به آن سخن اشاعره ندارد كه گويند : « قدرت فعل همراه آن پديدار مىشود نه پيش از آن » چون آن سخنى است باطل و بىمعنى ، چنان كه در جاى خود مورد بحث قرار گرفته است .
با دقت در آنچه كه گفتيم معنى بقيه روايات اين فصل هم روشن مىشود و خداوند هادى و راهنماست .
7 - خدا و هدايت بشر
مرحوم شيخ كلينى در كتاب اصول كافى فصلى گشوده تحت عنوان اينكه هدايت بشر كار خداوند عز و جل است . و چهار حديث در اين رابطه آورده حضرت استاد در پاورقى حديث يكم مطلبى عميق و علمى دارد كه پس از ذكر