حديث خواهد آمد .
امام صادق عليه السّلام به ثابت بن سعيد فرمود : ( چه اصرار و پافشارى به هدايت مردم داريد ) چه كار با مردم داريد دست نگاه داريد كسى را به امر خودتان فرا نخوانيد ( و اصرار نورزيد كه به زور آنان را به ولايت ما دعوت كنيد ) به خدا سوگند اگر اهل آسمانها و ساكنان زمينها گرد هم آيند و بخواهند بندهاى را كه خداوند گمراهى او را خواسته و اراده كرده ، هدايتش كنند نخواهند توانست او را هدايت نمايند .
و اگر همه ساكنان آسمانها و مردم زمينها اجتماع كنند و بخواهند بندهاى را كه خداوند هدايت و رستگارى او را خواسته ، گمراهش كنند قدرت آن را نخواهند داشت كه او را گمراه نمايند ، از تعرض به مردم خوددارى كنيد ( و غصه گمراهى و ضلالت آنان را نخوريد ) و اين همه نگوييد عموى من ، برادر من ، پسر عمويم و همسايهام !
چون هرگاه خداوند براى بندهاى خير و نيك بخواهد روح و جان او را پاكيزه گرداند پس هيچ معروف و عمل نيكى به گوش او نمىخورد مگر آنكه آن را مىشناسد و هيچ عمل زشت و منكرى را نمىشنود مگر آنكه آن را تشخيص مىدهد و از آن مىپرهيزد ، آنگاه خداوند در دل او كلمهاى مىاندازد كه كار او را سامان مىبخشد ! « 1 »
استاد علّامه طباطبايى مىفرمايد : مسأله اينكه « هدايت از آن خداست و كار بشرى نيست » از مسائلى است كه عقل و نقل در اثبات آن همسويند و اين مطلب
هامش
( 1 ) همان ، كتاب التوحيد ، باب الهداية انها من اللّه عز و جل ، ص 165 ، ح 1 .