تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
مثلا عمل خوردن را در نظر مىگيريم و آن را به انسانى نسبت مىدهيم كه دستگاه هاضمه او سالم است و در اين ميان خوراكى هم موجود مىباشد و او بطور قطع و حتم اراده خوردن مىكند و مانعى از انجام عمل خوردن وجود ندارد پس در اين هنگام عمل خوردن واجب و به اصطلاح ضرورى الوجود مىشود چون اين عمل را به مجموع اجزاء علّت تامّه آن نسبت داده‌ايم . امّا نسبت عمل خوردن در ميان آن همه اجزاء و عوامل ، تنها به انسان از دو صورت خارج نيست : 1 - در عين نسبت خوردن به انسان بقيه اجزاء علّت تامّه هم مجبورند . پس عمل خوردن را نسبت مىدهيم به انسان مجهز براى انجام عمل خوردن ولى بقيه اجزاء علت وجودى را با فرض تحقق و هستىشان منظور نمىكنيم ، چنين نسبتى در اينجا امكانى و چنين استعدادى ، استعداد تامّ و كامل ناميده مىشود . چون اين گونه استعدادها از فعل جدا نيست و فرض آن است كه بقيه اجزاء علّت تحقّق دارند اگرچه در نسبت آنها را منظور نكرده‌ايم و معلول را به همه آن‌ها نسبت نداده‌ايم بلكه فقط به انسان نسبت داده‌ايم ، اين‌چنين استعداد را استطاعت مىگويند . پس انسان با فرض وجود همه عوامل و شرايط انجام عمل خوردن مىتواند اراده كند و بخورد يا اراده نكند و نخورد . 2 - در نسبت عمل خوردن به انسان فرض مىكنيم كه بقيه اجزاء علّت همگى وجود ندارند مثلا عمل خوردن را به انسان نسبت مىدهيم در موردى كه اصلا غذايى وجود ندارد ، يا تماس با زنان را به او نسبت مىدهيم در جايى كه اصلا زنى نيست چنين نسبتى اگرچه نسبتى امكانى است و استعداد عمل وجود دارد