على بن اسباط مىگويد : از ابو الحسن رضا عليه السّلام راجع به استطاعت پرسش كردم ، امام در پاسخ فرمود : انسان از داشتن چهار خصلت و خصوصيت داراى استطاعت و قدرت است : 1 - آزادى 2 - تندرستى 3 - كامل بودن اعضاء بدن 4 - امرى از ناحيه خدا به او برسد .
على بن اسباط گفت : قربانت گردم ، راجع به اين جمله اخير توضيح بيشترى بفرماييد . امام رضا عليه السّلام فرمود : مثلا انسانى مىخواهد و اراده مىكند زنا كند ليكن زنى وجود ندارد بعد در برابر او زنى پيدا مىشود . پس انسان يا خود را نگاه مىدارد و مرتكب زنا نمىشود چنان كه يوسف پيامبر امتناع فرمود يا از اين آزادى و تندرستى و قدرتش استفاده كرده و اراده مىكند پس مرتكب زنا مىشود و زانى خوانده مىگردد پس خداوند به زور اطاعت نشده و از روى مغلوبيت نافرمانى او نگشته است « 1 » .
علّامه طباطبايى در ذيل اين حديث مىفرمايد : ترديدى نيست كه هر امر خارجى كه كارها و اعمال انسان هم از آن جملهاند وجود و هستى پيدا نمىكند مگر آنكه همه اجزاء علّت تامّه آن ، در خارج تحقق پيدا كند و آنچه در وجود و هستى آن مؤثر است واقع شود .
و هنگامى كه تمام اجزاء علّت تامّه وجود پيدا كرد و هيچ جزء مؤثرى در پرده عدم و نيستى نماند ، وجود آن شىء و امر وجوب پيدا مىكند چون در غير اين صورت بايد وجود معلول در رابطه باوجود و عدم علّت برابر باشد و بطلان چنين چيزى ناگفته پيداست .
هامش
( 1 ) همان ، كتاب التوحيد ، باب الاستطاعه ، ص 160 ، ح 1 .