انسان است زيرا خداى تعالى در مورد اعمال خود بازخواست نمىشود و انسانها هستند كه مسؤولند و علّت اينكه خداوند مسؤول نيست آن است كه خداوند هرچه مىكند نيكى و نيكويى است و آن افاضه نعمت و هدايت به نكويى و نهى از زشتى و بدى و همه اين اعمال زيبا و نكوست و هيچكس در ازاء عمل نيكو بازخواست نمىشود .
امّا انسان ، اگر او كار نيكى انجام دهد ، در اثر نعمتى است كه از سوى خدا به او داده شده و اگر گناهى انجام بدهد و كار بدى كند با سوء استفاده از آن نعمت الهى است . پس انسان مسؤول است و بايد در برابر نعمتى كه خدا به وى داده حساب پس بدهد كه آن را چگونه بهكار بسته و با آن چه كرده است ؟
آنگاه خداوند حجت را تمام كرد و صحنه آزمايش را براى بشر بياراست ، به اين صورت كه هرچه را انسان بخواهد و اراده كند برايش فراهم كرده و مرتب ساخته است تا معلوم شود كه مسير و سرنوشت انسان با انتخاب و اختيار خود او به كجا مىانجامد و چگونه مىشود ؟
اين روايت معنى دقيقتر ديگرى هم دارد كه اينجا محل بحث آن نيست . به كتب مربوط مراجعه شود .
6 - استطاعت و توانايى
در اصول كافى چهار حديث تحت عنوان « استطاعت يعنى توانايى » ذكر شده كه استاد در ذيل حديث نخست تعليقهاى دارند كه بعد از ترجمه حديث آن تعليقه را مىآوريم .