ولى مردم مسؤولند » و با اين وصف براى تو هرآنچه را كه بخواهى و اراده كنى فراهم ساخته و مهيا نمودهام « 1 » .
علّامه طباطبايى مىفرمايد : اين روايت براساس قدر معنى پيدا مىكند و توضيح آن بدين قرار است كه : انسان هر عملى و كارى انجام مىدهد جز اين نيست كه با مشيّت و اراده و نيرويى ، آن را انجام مىدهد و خداوند است كه خواسته تا انسان داراى اراده و مشيت باشد و هرگاه خداوند مشيت نمىكرد و نمىخواست هرگز انسان نمىتوانست چيزى را اراده كند و بخواهد و همچنين اين خداوند است كه به انسان توان و نيرو بخشيده و همه نيروها و توانها از خداست . پس هيچ انسانى در انجام هيچ عملى از خداى تعالى بىنياز نيست .
بنابراين بايد توجه داشت كه انسان در سايه همين دو نعمت ( مشيت و نيرو ) قدرت آن را پيدا كرده كه نافرمانى خدا كند و مرتكب معصيت شود . همچنانكه در پرتو آن دو نعمت خدا را اطاعت كند و از او فرمان برد و لازمه اين سخن آن است كه حسنات و اعمال نيكوى انسان ، از آن خدا باشد و به او شايستهتر ، چون اين خداوند است كه نيروى انجام آنها را به انسان عطا كرده و فرمان بجا آوردن آنها را به وى داده است .
و همچنين لازمه آن سخن اين است كه اعمال بد انسان از آن خود او باشد و به خود او سزاوارتر ، چون خداوند متعال آن قدرت و مشيت را به انسان نداده مگر براى انجام كارهاى نيكو و بشر را نهى فرموده از اينكه نعمت اختيار و اراده و قدرت را در بدى و گناه به كار ببرد . پس هرگونه سرزنش در اين زمينه متوجه خود
هامش
( 1 ) همان ، كتاب التوحيد ، باب الجبر و القدر و الامر بين الامرين ، ص 159 ، ح 12 .