مىشد . . . » اشاره است به نفى مسلك جبر بهسبب محذوراتى كه اين عقيده ، آنها را دربر دارد و امام در همين حديث آنها را برشمرده است و منظور از جمله « و لم يعص مغلوبا » بيان بطلان مسلك تفويض است ، باز با برشمردن محذورات اين اعتقاد باطل ، زيرا اگر انسان خالق و آفريدگار افعال خويش مىبود ( بطور مستقل ) پس مخالفت او در مورد تكاليف الهى يك نوع غلبه و پيروزى بود از انسان بر خدا !
و مفاد جمله « و لو يطع مكرها » مقابل جمله پيشتر و نفى جبر است ، چون اگر فعل و عمل انسان ، كار خدا مىبود پس انسان در انجام آن كار و عمل مجبور مىشد و در نتيجه طاعتش از روى اختيار صورت نمىگرفت .
و معنى « و لم يملك مفوضا » كه به صورت اسم فاعل بايد خوانده شود نفى تفويض است چون خداوند آنچه را به بندهاش داده و به او تمليك كرده اينطور نيست كه تفويض مطلق شده و ملكيت خدا ابطال گشته باشد .
و سخن امام عليه السّلام كه فرمود : « آسمانها و زمين و آنچه كه ميان آنهاست باطل نيافريده و انبياء بشارتدهنده و انذاركننده را به عبث برنيانگيخته » دو جمله است كه احتمالا نفى جبر و تفويض هردو هست ، زيرا اگر افعال انسان مخلوق خدا و قائم به خدا مىبود پس معاد كه غايت و نهايت خلقت است امرى باطل مىشد ، چون در اين صورت جزا و پاداش بىمعنى مىگرديد و همچنين بر انگيختن انبياء و انجام بشارت و انذار توسط آنان عبث مىشد ، زيرا چه معنى دارد خداوند بر كرده خويش اقامه حجت كند ؟ !
و اگر چنانچه افعال انسان ، مخلوق او باشد و خداوند سبحان در آنها تأثيرى
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 643
مساهمون: مراد على شمس
ص٦٤٣