تعلق نمىگيرد و اگر در خارج ، يك كار و عمل قبيح وجود پيدا كرد و موجود شد آن كار از حيث اراده تكوينى ، منسوب به خداوند است چون اگر خداوند اراده نمىكرد آن كار وجود پيدا نمىكرد و اصلا انجام نمىگرفت ليكن از جهت اراده تشريعى به خداوند منسوب نيست چون او هرگز به فحشاء و بدى فرمان نمىدهد و امر نمىكند
إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ ،
( اعراف ، 28 ) .
پس اينكه امام صادق عليه السّلام در حديث مىفرمايد : خداوند ، آدم را از خوردن آن درخت نهى كرد ولى خوردن از آن را اراده كرد و نيز در ذيل همين حديث مىفرمايد : به ابراهيم پيامبر فرمان داد فرزندش را قربانى كند ليكن نخواست و اراده نفرمود ، منظور از امر و نهى ، اراده تشريعى و مقصود از مشيت و اراده نوع تكوينى آن است .
3 - سعادت و شقاوت
مؤلّف « كافى » رضوان اللّه عليه در اين فصل سه حديث روايت كرده است .
استاد گرانمايه در ذيل حديث يكم بيانى شيوا دارد و ما بعد از نقل حديث ، بيان معظمله را خواهيم آورد .
در حديث آمده است : امام صادق عليه السّلام فرمود : خداوند پيش از آنكه مخلوقات را بيافريند ، سعادت و شقاوت را آفريده است . پس هركس را كه خداوند سعيد و خوشبخت قرار داده هرگز از چنين آدمى بدش نمىآيد و هرگاه كار بدى از او سرزند ، خداوند فقط از كردار زشت و عمل بد او بدش مىآيد . و هركس شقى و بدبخت باشد خداوند هرگز او را دوست نخواهد داشت و اگر عمل صالح و كار