تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
همان تأسف شديدى را كه وايتهد دربارهء متفكران قرون وسطاى مغرب‌زمين ابراز مىكند و مىگويد : اطمينان و احترام بيش از اندازهء قرون وسطائىها دربارهء دو ستون بزرگ مغرب‌زمين يعنى ارسطو و افلاطون ، ما را از تفكرات عالى قرون وسطايىها محروم ساخته است . دربارهء عده‌اى از متفكران مغرب زمين دوران‌هاى اخير ابراز مىداريم كه به‌جهت افراط بى جا در طبيعت‌گرائى و روش وضعى تحققى جوامع خود و ديگران را از تفكرات پربارشان محروم ساخته‌اند . نتيجهء بنا كردن ديوار چينى كه بعضى از متفكران مغرب زمينى ما بين جنبه‌هاى روحى و ماوراى طبيعى جهان‌بينى و جنبه‌هاى طبيعى و عينى آن انجام داده‌اند ، موجب شكست فاحش مغزها در ارائه نظام كامل در جهان‌بينى و فلسفه بوده ، و اين مغزهاى برزگ به بيان بعضى از مطالب گسيخته و جالب ، قناعت مىورزند . مطلب دوم - فلسفهء شرق اغلب از تعقل محض در واقعيات هستى بهره‌بردارى مىكند درصورتىكه فلسفه‌هاى غربى مخصوصا از رنسانس به اين طرف ، ارتباط با واقعيات را به‌وسيلهء حواس بيشتر ترجيح مىدهند . در اين‌كه روش حسى و آزمايشگاهى در قرنهاى اخير در مغرب‌زمين شيوع گسترده‌اى داشته و مبانى معرفت دربارهء طبيعت‌شناسى و انسان‌شناسى را به حواس و آزمايشگاه‌ها استوار كرده‌اند ، هيچ ترديدى نيست . ولى اين پديده را بايد مورد تحقيق لازم و كافى قرار داد . آيا اگر در مشرق‌زمين نيازى به تشخيص خواص نباتات و عناصر شيمايى و نمودهاى فيزيكى احساس شود ، معرفت خود را دربارهء مسائل مربوطه به تعقل‌هاى تجريدى مانند قانون وحدت ( الواحد لا يصدر عنه الّا الواحد ) يعنى از واحد جز واحد صادر نمىگردد ، استوار
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 564 | مراد على شمس