انجام دهد تا سرانجام در صورت تعدد مبدأ عالم ، وحدت قانون يا مصلحت يا نظام احسن راهگشاى نظم همگانى جهان آفرينش باشد يعنى اگر دو مبدأ براى عالم فرض شوند دو حقيقت خواهند بود و در نتيجه دو قانون وجود خواهد داشت ، پس هرگز التيامى در جهان خلقت پيدا نمىشود و اگر اين برهان يقينى درست بررسى شود نيازى به استمداد از برهان توارد چند علّت بر معلول واحد نيست و جائى براى اشكال گذشته هم نخواهد ماند و تفصيل اين برهان در نشريهء معارف جعفرى منعكس شده است و تحصيل آن در تفسير قيم - الميزان - آمده است . ( ج 14 ص 290 الى 292 ) .
10 - استاد علّامه ( ره ) چون فلسفه اسلامى را در پرتو وحى آسمانى ديد و قوانين آن را مطابق با حقايق قرآنى يافت به ميزان بودن او يقين پيدا كرد و آنگاه افكار فلسفى فلاسفه دو بلوك شرق و غرب را با ميزان فلسفه اسلامى سنجيد و آنها را نقد و تحليل نمود و هرچه مطابق با برهان و قرآن بود پذيرفت و هرچه مطابق نبود ، با معيارهاى عقلى ابطال كرد و اين سلطه بر فلسفههاى غرب و شرق مولود تبحر كامل استاد در فلسفه اسلامى بود و نمونهء بارز آن اصول فلسفه و روش رئاليسم مىباشد .
چون مسأله « علم » در اروپا از مسائل مهم فلسفى بهشمار مىرود بلكه از مهمترين آنها است لذا حضرت استاد ( قده ) باتحليل معنى علم و اثبات وجود اصل علم كه حقيقى است كاشف و روشنگر و با اثبات فعليت آنكه منزه از هر گونه قوه و استعداد مىباشد . ثابت نمود كه علم نحوهء وجود است نه از سنخ ماهيت و از قسم وجود مجرد است نه مادى و هيچگونه دگرگونى و تحول در آن
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 542
مساهمون: مراد على شمس
ص٥٤٢