مىفرمود : عدهاى از حكماء الهى برآن شدند كه ميان معارف قرآن كريم و يافتههاى عرفان صحيح و انديشههاى استوار برهان جمع كنند و در اين كار سنگين شيخ اشراق و ابن تركه و ديگران رنجى برده و راهى را پيمودهاند ولى توفيق نهايى بهره صدر المتألّهين ( ره ) شد كه عرفان و برهان را در خدمت قرآن كريم التيام بخشيد و در تداوم راه آن بزرگ حكيم اماميه ، حضرت استاد ( ره ) كوشيد هريك از دو رشته عرفان و برهان را در جاى مناسب خويش ، در حضور قرآن مجيد در تفسير قيم خود مجتمع سازد و اين جامعيت علّامه ( ره ) در تحقيق مبانى صدرائى و تحليل منطقى سينائى خاطرهء گرامى فارابى معروف را زنده مىكند چون باسنتاد آنچه كه استاد ( ره ) بارها اظهار مىكرد فلسفه فارابى هم از عمق حكمت متعاليه كه خود جمع بين برهان مشائى و شهود اشراقى مىباشد برخوردار است و هم از تحليل منطقى بوعلى .
و مىفرمود : فارابى عصارهاى از مجموع بوعلى و ملاصدرا است . اگر انديشمند با هوشى ضمن تحليل عقلى همگام دل ، قدمى بهسوى وحى آسمانى در پهنه تفسير وسيع علّامه بردارد خواهد يافت كه اگر استاد طباطبايى را فارابى عصر بناميم سخنى به گزاف نگفتهايم .
10 - مطالب عميق و بلند فلسفه ، جز در روحى به عمق دريا و جانى به ارتفاع گنبد مينا نمىگنجد و تا روح ظرفيت ، مسائل ژرف و عقلى را نداشته باشد انسان حكيم نخواهد شد ، و نشانه روح بلند اين است كه طبق وحى الهى
قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً
« 1 » افزونطلب است .
هامش
( 1 ) سوره طه آيهء 114 .