سبزوارى ( ره ) براى آن مبحثى مستقل و بابى جداگانه قرار دادند ، ولى استاد علّامه ( ره ) آن را جزء فروعات مسأله علت و معلول مىداند ، يعنى بعد از تثبيت قانون علّيت بحث مىشود كه علت به معلول چه چيزى عطا مىكند و در حقيقت معلول چيست آيا ماهيت است يا وجود يا چيز ديگر ؟
و اين طرح همانطورى كه در الشواهد الربوبيه ملاصدرا مشهود است در بداية الحكمة و نهاية الحكمة استاد ( ره ) بهخوبى نمايان است . همچنين جريان اتحاد عالم و معلوم در نحوه علم ممكن به واجب و نقد و بررسى آنكه صدر المتألّهين ( ره ) آن را در مبحث آنكه علم به معلول جز از راه علم به علّت ميسر نيست مطرح كرد و با بيانى به اعتراف و تصريح حكيم سبزوارى ( قده ) پيچيده و نارسا گذشت ولى حضرت استاد ( ره ) آن را در باب اتحاد عالم و معلوم و با استمداد از حمل حقيقت و رقيقه حل كرد ، ليكن بايد اعتراف كرد كه قسم مهم اين بركات از فيض خاص حكيم نامور اماميه مرحوم صدر المتألّهين ( ره ) است .
9 - شيوهء تحقيق مسائل فلسفى استاد ( قده ) هم از مزاياى حكمت متعاليه صدر المتألّهين ( ره ) و مبانى خاص آن برخوردار بود و هم از فوائد تحليل منطقى ابن سينا يعنى مسائل اصالت وجود و تشكيك وجود و حركت جوهرى و جسمانية الحدوث و روحانية البقاء بودن روح و ديگر مباحث عميق صدرائى را با روش تحليلى بوعلى طرح و تحرير مىفرمود و سعى برآن داشت كه همه مطلب را با ميزان منطق كه همان شيوهء خاص ابن سينا است تدريس يا تأليف كند و مىكوشيد چيزى را كه راه فكرى و علم حصولى ندارد و با سبك قياس منطقى قابل عرضه نيست در كنار مسائل سره فلسفى و خالص عقلى طرح نكند و
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 526
مساهمون: مراد على شمس
ص٥٢٦