دوم ، مسائل خصوصى و تقسيمى فلسفه .
قسم اول : مسائلى است كه موضوع آنها همان موضع فلسفه است و محمول آنها قهرا مساوى با موضوع خواهد بود ، مانند مسأله اصالت وجود ، تشكيك وجود ، بساطت وجود ، فعليت وجود و مانند آنكه در همه اين موارد موضوع مسأله با يك تأمل « 1 » و تحليل همان موضوع فلسفه بوده و در نتيجه محمولات اين گونه از مسائل نيز برابر با موضوعات آنها خواهد بود .
قسم دوم ، مسائلى است كه موضوع آنها قسمى از اقسام موضوع فلسفه مىباشد ، مانند مسأله وجود ذهنى و مسأله علّت و معلول و رابط و مستقل و نظائر آنكه موضوع مسأله در تمام اين موارد قسمى از اقسام موضوع فلسفه خواهد بود ، كه در نتيجه محمولات آنها نيز همسطح موضوعات خود بوده و قسمى از اقسام محمول مساوى با موضوع فلسفه مىباشد .
طرز تدريس و تأليف استاد اين بود كه بهمنظور صيانت نظم رياضى هرگز مسألهاى كه مربوط به بخش دوم است در ضمن بخش اوّل طرح نمىكرد ، هم چنانكه سعى برآن داشت كه هيچ مسأله از مسائل بخش اول را در رديف بخش دوم قرار ندهد و نيز مىكوشيد كه به مطالب فرعى جنبهء استقلال نداده و آنها را از اصل خود جدا نكند ، زيرا اين بريدگى پايهء دشوارى تصور و سختى استدلال خواهد بود .
بهعنوان نمونه مىتوان مسأله جعل را كه آيا ماهيت مجعول است يا وجود ، يا پيوند ماهيت به وجود ، نام برد كه در اسفار صدر المتألّهين ( قده ) و شرح منظومه
هامش
( 1 ) بايد توجه داشت كه موضوع فلسفه موجود است نه وجود ، ولى بعد از اثبات اصالت وجود موضوع در حقيقت همان وجود خواهد بود - نگارنده .