يقين باشد دو قسم است ، قسم اوّل برهان - لمّ - كه حد وسط در آن ، گذشته از آنكه در مقام تصديق و ذهن علت ثبوت ربطى و تحقق ارتباط حد اكبر به حد اصغر مىباشد .
قسم دوم برهان - انّ - كه حد وسط و حد اكبر ملازم يكديگر بوده و هركدام كه براى حد اصغر ثابت شود ديگرى هم حتما ثابت خواهد شد ، ولى اگر حد وسط معلول ثبوت نفسى حد اكبر باشد هرگز نمىتوان باآن برهان تشكيل داد و از اين راه به ثبوت نفسى حد اكبر رسيد ، ليكن مىتوان به ثبوت ربطى حداكثر استدلال كرد و سر آن اين است كه پىبردن از معلول به علت معين ممكن نخواهد بود ، زيرا مقدمات برهان بايد يقينى باشد و هيچگاه با شك در علّت ، يقين به معلول حاصل نمىشود تا از معلول متيقن به علت مشكوك استدلال شود ، لذا اين قسم سوم در كتاب برهان منطق معتبر شمرده نشد و در فلسفه هم مورد بهرهبردارى قرار نمىگيرد ، ليكن همين قسم سوم با يك تحليلى به قسم اوّل و با تحليل ديگر به قسم دوم برمىگردد كه هركدام موجب يقين مىباشند « 1 » .
در بسيارى از كلمات حكماء طى مسائل فلسفى مشاهده مىشود كه فلان مطلب با برهان - لمّ - و فلان مطلب ديگر با برهان - شبه لمّ - اثبات مىشود ، ولى حضرت استاد علّامه ( ره ) راهى را براى برهان لم در مسائل فلسفى باز نمىديد « 2 » زيرا موضوع فلسفه اولى واقعيت خارج است كه از تمام اشياء جامعتر و بر همه آنها سايهافكن است و هيچچيزى بيرون از او نخواهد بود و محمولهاى مسائل فلسفى يا به تنهائى مساوى موضوع فلسفه مىباشند يا هركدام از آنها با
هامش
( 1 ) فصل 7 و 8 از مقاله اولى از برهان شفا .
( 2 ) نهاية الحكمة ؛ ص 6 و در بسيارى از موارد تعليقه بر اسفار .