ترميم مىنمايد .
از اين رهگذر مىتوان تطور فلسفى صدر المتألّهين ( قده ) را كه در دو برهه از سير عقلى او مشهود است بههمين اصل توجيه كرد زيرا در يك دوره قائل به اصالت ماهيت بود و در دورهء ديگر قائل به اصالت وجود شد و همچنين در يك برههء علمى در بيان علم تفصيلى واجب تعالى به ممكنات موافق مكتب اشراق بود و با شيخ اشراقيين همعقيده بود و در برههء ديگر آن را نارسا دانست و بهنظر نهائى و دقيق خود دراينباره كه علم اجمالى در عين كشف تفصيلى باشد راه يافت و خلاصه توجيه اينكه در هردوره يك برداشت خاص از وجود و علم داشت كه با برداشت دورهء ديگر از لحاظ دقت نظر تفاوت چشمگيرى دارد .
8 - سبك طرح فلسفى حضرت استاد ( ره ) اين بود كه مسائل عقلى را همانند مسائل رياضى تنظيم نمايد و سعى برآن داشت كه مباحث الهى را بر روند مباحث رياضى تدوين كند تا هر مسأله در مورد مناسب خود قرار گيرد بهطورى كه هم مكمل بحثهاى گذشته باشد و هم زمينهساز مطالب آينده . اين طرز گذشته از آنكه پيوند مباحث علمى را محكم مىكند ، مطابق با جهان هستى خواهد بود كه فلسفه در پيرامون آن بحث مىنمايد زيرا حلقههاى سلسله هستى به تعبير صدر المتألّهين ( قده ) در تفسير گرانقدرش همانند رشته اعداد مىباشند كه هر واحدى در جاى خود قرار دارد و تأخير متقدم و تقديم متأخر را در اين رشته منظم محال نيست ، چون هر موجودى به اندازه خاص و هندسه مخصوص آفريده شد .
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 523
مساهمون: مراد على شمس
ص٥٢٣