ملازمات آن آشكار خواهد شد و در نتيجه استدلال به ثبوت آنها براى موضوع مسأله سهل مىباشد ، بنابراين تصور نظرى در مسائل فلسفى بيش از تصديق نظرى است ، چون اگر موضوع قضيه كاملا ادراك شود پيوند لوازم آن و ملازمات وى بهآسانى روشن مىشود و سر اينكه محمولات گوناگونى بر يك موضوع مترتب مىگردد و هر گروهى از صاحبنظران حكم خاص و اثر مخصوصى را بر همان موضوع واحد حمل مىكنند و در يك مسأله عقايد فراوانى مطرح مىشود ، اين است كه هركدام از آن موضوع برداشت خاصى داشته و دارند و هر گروه كه تصور آنان در آن موضوع صحيحتر بود ، اثرى را براو حمل مىكنند كه به حال آن موضوع مناسبتر و كاملا درخور او باشد .
و مىفرمود : آراء گوناگونى كه در ميان متكلمان و حكماء و عرفاء دربارهء ماهيت و وجود مطرح است - زيرا گروهى ماهيت را اصيل و برخى وجود را اصل و عدهاى وجود اصيل را داراى حقايق متبائنه و جماعتى آن را حقيقت واحده تشكيكى و خواص نيز آن را حقيقت واحد شخصى ميدانند - ناشى از درجات مختلف شناخت وجود و ماهيت است و هر گروهى كه اين دو را بهتر ادراك كرد محمول مناسبترى را بهاو نسبت داد و هر عدهاى كه اين دو را بهطور سطحى تصور نمود حكم نازل و سطحى را به آنها نسبت داد .
همچنين مىفرمود :
اين آراء پنجگانه مباين هم نيستند بلكه در طول يكديگرند و هركدام از اين نظرات خمسه مكمل همديگرند و هرگز بين كامل و ناقص ، بينونت و تضاد نيست زيرا ناقص ، كامل را دفع نمىكند و كامل ، نقص ناقص را مشاهده مىكند و آن را
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 522
مساهمون: مراد على شمس
ص٥٢٢