همّت و الا و منش فلسفى حضرت استاد علّامه طباطبايى قدّس سرّه
1 - حضرت علّامه ( ره ) نه تنها در تعقل عميق فلسفه اسلامى كوششى پيگير داشت بلكه از كشش درونى و امداد غيبى خاصى برخوردار بود كه قناعت بر حفظ انديشههاى فلاسفهء بزرگ اسلامى را درخور يك انديشمند توانائى چون خود ، كافى نمىدانست بلكه همواره مىكوشيد كه عيب تفكرات گذشتگان را تصحيح و نقص آنها را با رهآورد فكرى خويش تكميل نمايد .
2 - پايههاى فكرى استاد علّامه را تنها براهين يقينى تشكيل مىداد ، زيرا تثبيت مسائل فلسفى فقط به مقدّمات يقينى ميسر است كه بالاتر از قلمرو احساس و والاتر از محدوده استقراء و وسيعتر از پهنهء آزمايش و عالىتر از حكايت آراء و نقل اقوال و مهمتر از اعتماد به مشهور و برتر از استناد به اجماع و ديگر ادله ظنى است كه در علوم تجربى و دانشهاى نقلى سودمند خواهند بود و نيز دور از دسترس قراردادها و پيمانها و مقررات علوم اجتماعى مىباشد .
هيچ مقدمهاى تاب پرواز به بلنداى روح رفيع اين حكيم الهى را جز علم متعارف و اصل يقينى نداشت ، زيرا جان يك انسان كامل رهين غيريقين نخواهد