مسائل و نظريههاى علم نامبرده دانا شويم ، يعنى فرضيه نامبرده مجهولى را تبديل به معلوم نمايد بلكه براى تشخيص خط سير است كه سلوك علمى ما راه خود را گم نكند و گرنه استنتاج مسائل رهين براهين مسأله و تجربه و سائر علل توليد نظريه مىباشد نه معلول فرضيه و حال فرضيه درست مانند حال پاى ثابت پرگار مىباشد كه با استوار بودن او خط سير پاى متحرك پرگار گرفتار بيهوده روى و گمراهى نمىشود ، نه اينكه نقاطى را كه پاى متحرك دنبال هم مىچيند پاى ثابت چيده باشد ( اصول فلسفه مقاله پنجم ) .
بنابراين نه تنها مرز فلسفه از علوم تجربى جداست و مسائل اين دو كاملا از يكديگر ممتاز مىباشند بلكه طرز استدلال و سبك احتجاج اين دو نيز از همديگر جدا خواهد بود زيرا گرچه در علوم تجربى از قضاياى بديهى همانند فرضيهها استفاده مىشود ولى هرگز در مسائل فلسفى از فرضيهها برهان تشكيل نمىشود و استاد مكررا مىفرمودند :
بخشى از مسائل علمى نظير طبيعى و هيئت و مانند آنكه بهعنوان اصول موضوعه در فلسفه راه پيدا كردهاند با پيشرفت علوم تجربى دگرگون شدهاند و با تغيير فرضيهها عوض شدند و كمترين آسيبى به مسائل سره فلسفى وارد نشد و هماكنون نيز برخى از مسائل علمى به فلسفه بهعنوان اصل موضوعى راه دارند كه هيچگونه تضمين عقلى از آنها بهعهده فلسفه نيست و ممكن است در آيندهء نزديك يا دور عوض شوند و قوانين فلسفى مصون بماند .
4 - سرشت تعقلى اين بزرگ حكيم عصر ، انديشيدن بر محور واقعيتهاى جهان هستى بود و سعى برآن داشت كه امور اعتبارى در مسائل عقلى راه پيدا
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 517
مساهمون: مراد على شمس
ص٥١٧