فهميد .
وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
« 1 » اين آيه يعنى چه ؟ اصلا كلمه اذن در قرآن يعنى چه ؟ پاسخ آن از كتب لغت بدست نمىآيد . لذا علّامه مىفرمايد ، قرآن ، خود زبان و اصطلاحات خاصى دارد و اين زبان و اصطلاحات او را بايد از خود او كشف كرد .
مثلا در آيهاى كه گذشت :
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ
اين آيه تهديد است . بهدليل آيهء
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ
« 2 » اين آيه همان معناى ( يحول اللّه بين المرء و قلبه ) را مىرساند ؛ زيرا خود كلمه « قلب » در قرآن ، اصطلاح خاصى است كه با كتب لغت روشن نمىشود . قلب يعنى :
حقيقت شخصيت واقعى انسان . اگر انسان به دستور شرع عمل نكند ، اوّلين عقوبتى كه بدان دچار مىشود ، اين است كه فراموش مىكند كه انسان است .
جامعهاى كه در آن خدا نباشد ، انسان هم در آن وجود ندارد . بلكه افرادى هستند كه مىخورند و مىآشامند و سخن مىگويند ، امّا اين جامعه ، جامعه انسانى نيست . اين نخستين بلايى است كه جوامعى كه پشت پا به شريعت مىزنند ، دچار آن مىشوند . انسان موجود شريف و كريم و والايى است كه در اينجا فراموش مىشود . و آيه
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ
اينرا مىگويد .
اين است كه عرض مىكنيم علّامه در اينجا مسألهء نوى را مطرح كرده است .
اكنون بنگريد از هزار سال پيش تاكنون كه تفسير نوشتهاند ، اين مطلب را كسى گوشزد نكرده و ديگر تفاسير مطرح نكردهاند .
اسفانگيز است كه شاگردان دست اوّل علّامه در حوزه ، اين مطالب را و اين را
هامش
( 1 ) سورهء بقره ، آيهء 102 .
( 2 ) سوره حشر ، آيهء 19 .