قرينه سياق ، وقتى وجود دارد كه كلام متصل باشد ، ولى در كلام منفصل قرينه سياق نيست .
اكنون ببينيد ، علّامه طباطبايى در اينجا چه كرده است . ايشان در اينجا نظريهاى دارد كه مىفرمايد ، قرآن ، فى عين كونه كلاما مفصولا ، هو كلام متصل اوّله بآخره ؛ يعنى در عين انفصال ، اتصال و انسجامى قوى ميان آيات وجود دارد .
ايشان مىگويد ، علماى بيان در گذشته براى هر سوره مسأله حسن افتتاح و حسن اختتام گفتهاند و اين را يكى از دلايل اعجاز قرآن دانستهاند و مىگويند ، قرآن بدون مقدّمه وارد مطلبى نمىشود ، بلكه نخست ، مقدّمهاى لطيف و ظريف مىآورد ، تا شما را آماده سازد و سپس وارد مطلب مىشود و آن و آنگاه كه سوره مىخواهد خاتمه پيدا كند ، جمعبندى مىكند و مطلب را ابتر و بىدنباله رها نمىكند .
اين را علماى قديم گفتهاند . اكنون چه مىگويند ؟ آيا اگر هر سوره حسن مفتتح و حسن ختام دارد ، ممكن است وسط آن انسجام نداشته باشد ؟ پس بدون ترديد هر سوره داراى مقصد يا مقاصدى است و با مقدّمهاى وارد سوره مىشود و سپس مطلب را عرضه مىكند و با پايان يافتن مطلب ، جمعبندى مىشود و سوره پايان مىيابد .
علّامه مىفرمايد ، ببينيد ، اختلاف تعداد آيههاى هر سوره روى چه حسابى است . چرا يك سوره 286 آيه و سوره ديگر 55 آيه و سورهء ديگرى 73 آيه و سورهاى سه آيه دارد ؟ آيا اين بىحساب است ؟ اگر بگوييد ، اين حسابى ندارد
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 413
مساهمون: مراد على شمس
ص٤١٣