توانستم ، صاف به قرآن نگاه كردم ، لذا كمتر آيهاى پيدا مىشود كه اختلاف تفسيرى با مفسّرين نداشته باشم و شايد با الميزان كه بهنظر من بهترين تفسير در طول تاريخ است ، خيلى اختلاف داريم ، مخصوصا در « آيهء 66 سورهء اعراف » و در مباحث فقهى ايشان اصلا وارد نشدهاند . در مباحث فلسفى و منطقى اختلافنظر ما با ايشان زياد است و در مباحث سياسى اختلاف كم است .
* تأثير افكار فلسفى در تفسير الميزان
علّامه بزرگوار از بزرگترين فلاسفه بودند ، ولى با انصافى كه ايشان به خرج دادهاند ، خواستهاند تا حد امكان افكار فلسفى بر قرآن تحميل نشود ، ولى در موارد اندكى ناخودآگاه اين كار شده است .
مثلا ايشان روح را مجرد مىدانند و به آيات روح كه مىرسند ، اين نظريه را بر قرآن تحميل مىكنند . در آيهء
قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
« 1 » روح از عالم امر است در مقابل عالم خلق . عالم خلق ، عالم ماديات است و عالم امر جزء مجردات است . هنگامى كه در تهران در خدمت آقاى رفيعى درس شفا مىخوانديم ، از ايشان سؤال كردم : چرا آقايان فلاسفه بر قرآن تحميل مىكنند ؟ گفتند : بله آنها اشتباه هم مىكنند . گفتم : امر در لغت ، ايجاد مجرد نيست ؛ يعنى
كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ
« 2 » آيا روح شىء است ؟ گفتند : آرى .
بنابراين ، خلق منحصر به ماديات نيست . پس مفسران از نظر لغت هم خطا مىكنند و خطاى لغوى در مفسرين و فلاسفه و عرفا و منطقيين و ادبا از نظر قرآنى
هامش
( 1 ) سورهء اسراء ، آيهء 85 .
( 2 ) سورهء قمر ، آيهء 49 .