تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
ديده مىشود ؛ مثلا در تفسير آيات روح برمبناى روح فلسفى ، روح را مجرد دانسته و يا مجرداتى غير از خدا قائل شده است ، و يا در آيه
وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُتَشابِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ
« 1 » كه برمبناى گفته فقيهان و نويسندگان آيات الاحكام ؛ فرموده است ، چون اين آيه مكى است و زكات حكم مدنى است ، بنابراين مراد از حق يوم الحصاد ، زكات نيست تا بر خلاف مشهور شامل زيتون و انار باشد . حال آن‌كه
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ
« 2 » روح را ساخته شده از بدن مىداند و نيز آياتى كه خلق انسان را از خاك و نطفه مىداند ، و چون اساس انسانيت انسان از روح است ، پس روح هم از تراب و از نطفه است ، وانگهى موجود مجرد نيازى به خالق ندارد . دربارهء زكات بيشتر آياتش مكى است ، خود زيتون و رمان كه در آيه مكى ذكر شده است ، دليلى است بر عدم انحصار زكات در نه چيز مشهور . در قضيه خلود در آتش است كه از نظرات فلاسفه تبعيت شده كه گفته‌اند « نهايت ندارد » و حال آن‌كه مقتضاى صريح آياتى از قرآن و دليل عقلى و عدل اين است كه
جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها .
« 3 » برابرى گناه و جزا ، مقتضاى عدل الهى است و چون گناه هرچه باشد محدود است ، عذاب آن نيز محدود خواهد بود ، و مانند اين‌گونه اشتباهات كه در تفسير الفرقان به تفصيل يادآورى شده است . درعين‌حال ، اشتباهات تفسيرى در الميزان بسيار كم‌تر از ساير تفاسير
هامش
( 1 ) سوره انعام ، آيهء 141 . ( 2 ) سورهء مؤمنون ، آيهء 14 . ( 3 ) سورهء شورى ، آيهء 40 .