بسيار زياد است ، بعضى از آنها آنقدر واضح است كه انسان تعجب مىكند .
مثلا در كلمه « كراهت » فقهاء همگى مىگويند ، كراهت يعنى عملى كه نه واجب است و نه حرام ، مرجوح است ، از نصوص قرآن استفاده مىشود كه كراهت ، حرمت است ؛ مثلا در سورهء اسراء
كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً
« 1 » كلّ ذلك چيست ، مىبينيم در آيه امورى مثل قتل نفس ، شرك به خدا ، زنا و . . . محرمات را پيش از اين آيه ذكر كرده است . مگر خدا لغت بلد نبوده ، چرا نفرموده حرام است و فرموده مكروه است ، ولى بنابر اصطلاح فقهاء ، قتل نفس و شرك باللّه و . . . . تنها امر مرجوح بايد باشد .
اطلاعات لغوى قرآنى و اطلاعات جملى قرآنى با روشهاى اهل فقه فرق دارد و بايد انسان خود را از اين بندها رها سازد و فكرش را از همه آنچه در حوزه است ، خالى كند و فقط لغت قرآن را با قرآن ، منطق قرآن را با قرآن و فلسفه قرآن را با قرآن ، فقه قرآن را با قرآن ، همهاش را از قرآن به كمك قرآن بگيرد ، قرآن در حقيقت محور است .
يا مثلا فقهاء در باب نكاح زانيه غيرسائله مىگويند مكروه و مرجوح است . به آيه كه مىرسند مىگويند : تحريم در آيه
وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
« 2 » به معنى محروميت است و محروميت ، يا محروميّت بتّى و الزامى است كه حرام است ، يا محروميت غير بتّى است كه مكروه است ، و در اينجا تنها مكروه است ، حال آن كه خود « حرّم » ، صريح در حرمت است ، معنى آيه را عوض مىكنند ، « حرّم ذلك » صريح در حرمت است ، معنى آيه را عوض مىكنند ، « حرّم ذلك » نص است ، بر
هامش
( 1 ) سوره اسراء ، آيهء 38 .
( 2 ) سوره نور ، آيهء 3 .