معنى كردن . اگر از آراء ، روايات ، لغت و علوم استفاده مىشود ، جنبه ابزارى و وسيله دارد ، آن هم بايد ابزار معصوم باشد و ابزار غيرمعصوم نباشد و اين روش را كه علّامهء بزرگوار ابداع فرمودند ، بايد ادامه بدهيم ؛ يعنى اكتفا نكنيم كه علّامه در فلان مطلب چه فرمودند ، درست است كه آيه را به آيه تفسير كردند ، ولى نظرات ، قابل پيشرفت است ، بايد دقت كنيم و دقت بيشتر كنيم شايد تكامل پيدا كند ، شايد تناقض پيدا كنيم ، شايد تأييد پيدا كنيم ، يا تأييد يا تناقض يا تكامل ، يعنى مبدأى كه ايشان درست كردند ، اين مبدأ را ما بگيريم و دنبال كنيم تا به تكامل برسد ، تا اين تفسير تالى تلو معصوم بشود و چنين چيزى ممكن است .
يعنى اين اختلاف مفسّرين ، اختلاف از نظر گنگ بودن قرآن نيست ، مثل چشمهايى است كه كور است و خورشيد را نمىبيند ، گاه چشم كمنور است و كم نور مىبيند ، گاهى پرنور است ، پرنور مىبيند ، خورشيد تقصيرى ندارد . قرآن نور است ، منتهى اين نور را بايد با نور دلالى خود قرآن و يا وسائلى كه خود قرآن مقرر كرده ، در نظر بگيريم .
در حقيقت تفسير قرآن به غير روش موضوعى ، ممكن نيست . منتهى نخست بايد تسلسلى شود . و سپس موضوعى .
تفسير تسلسلى همانگونه كه در الميزان است بايد همانگونه باشد ، يعنى آيهاى را كه مىخواهيم در نظر بگيريم ، خود آيه را ، قبلش را ، بعدش را و همه آيات مربوطه به آن را در نظر بگيريم ، تا مطلب كاملا روشن باشد .
اگر كسى مىخواهد تفسير موضوعى بكند ، بدون نگاه تسلسلى غلط است ، براى اينكه در تفسير موضوعى ، فرض كنيد ، يك آيه را موضوع قرار مىدهيم
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 392
مساهمون: مراد على شمس
ص٣٩٢