القرآن بالقرآن » را با حفظ جهات مثبت و ترك كاستىهاى آن ادامه دهند .
اين كار را ( ادعا نمىكنم ) ، شايد تفسير الفرقان كرده باشد ؛ يعنى درست است كه در حاشيه الميزان است ، جز اينكه از نظر تأويل ، ظاهرا قوىترين تأويل است و از نظر مباحث تفسيرى مفصلتر است و شايد در مواردى عميقتر باشد ، البته باز انحصار هم ندارد . شايد در آينده كسانى بيايند و تفاسيرى بنويسند كه دنبالهء تفسير رسول خدا و ائمه عليهم السّلام باشد كه مبدأش در قرن چهارده ، علّامه بزرگوار بودند ، و ديگران هم ادامه بدهند ان شاء اللّه . . .
* چگونگى تأثّر الفرقان از الميزان
تأثر الفرقان تأثر مبدئى است ؛ يعنى فقط در تفسير آيات به آيات ، امّا در جهات ديگر متأثر نيست ، مثلا در الميزان ، چنانكه عرض شده ، خواهناخواه تحميلات فلسفى هست ، ولى در الفرقان تحميل فلسفى ، عرفانى ، فقهى ، منطقى ، ادبى ، علمى اصلا نشده ؛ يعنى در نظر داشتهايم كه هرگز تحميل در آن نباشد ، البته معصوم نيستيم ، ولى نظر براين بوده است .
بهطور كلى در فقه و اصول و فلسفه ، بنده نيمقرن بزرگترين فلاسفه را ديدهام ، مرحوم آقا ميرزا احمد آشتيانى ، مرحوم علّامه طباطبايى ، مرحوم رفيعى قزوينى ، مرحوم آقاى خمينى ، درسشان را قويا ديدهام ، ولى همهء اينها مورد قبول من نبوده است و بر محور قرآن و برنامهء تعقلى قرآن ، بسيارى از مبانى فلسفى را قبول ندارم .
عرفان ، فلسفه ، فقه ، اصول ، ادبيات ، اجتماعيات و اخلاقيات ، اين مبانى و انديشهها را كه گاه انسان از آن تأثر پيدا مىكند بهطور كلى نفى كردم و تا