اسلامى است ؛ زيرا مبنا و روشش معصوم است ، گرچه ناخودآگاه و احيانا خود آگاه تحميلاتى بر بعضى آيات شده كه اين نيز بهعلّت حاكميت افكار فلسفى بشرى و افكار حوزوى بوده است .
* بازگويى الميزان به شكل جديد برعهدهء مجامع علمى و تفسيرى شيعه
برعهدهء مفسرين شيعه است كه اين روش تفسيرى الميزان را ادامه بدهند ، با تجديدنظر در آن جهاتى كه مانع از عمومى بودن تفسير است ، بعضى لغات عربى صددرصد بشود و مطالب واضحتر بيان شود و توضيح بيشتر داده شود ، در عين اينكه عمق آن بيشتر توضيح داده شود ، تا اينكه جهانى شود و مرحوم علّامه هم اين تفسير را براى اين ننوشتند كه تا آخر همين تفسير باشد و قابل تكميل نباشد .
در جلد سىام تفسير الفرقان كه بنده اوّل - پيش از جلدهاى ديگر - نوشتم ، ايشان تقريرى مرقوم فرمودند و در آنجا تشويق كردند ، كه در اين سبك خسته نشويد و تداوم بدهيد و حضورا گاهى مىفرمودند ، من از كوچكترين افراد استفاده مىكنم ، نظرشان اين نبود كه فقط منحصر به تفسير من است و بس ، بلكه هركسى فكر قوى و جديد دارد ، از آن استفاده مىكنم و منحصر در تفسير من و نظر من نيست ، چنانكه بعضى مفسرين اينگونه هستند ، كه مىگويند هر حرفى من مىزنم ، همان است . نه خير ، بلكه ايشان از نظر بحث و تأليف و تفسير براين نظر بودند كه من به اينجا رسيدم و پس از اين هركس مىتواند دنبالهاش را بياورد و ادامه بدهد . بنابراين ، وظيفه شيعه و مسلمانان اين است كه روش « تفسير