از اهل تسنن ، آنها كه آزادانديش هستند ، نسبت به تفسير الميزان خيلى متقاعدند و مجذوبند . امّا آنها كه اسير فكر مىكنند ، با الميزان مخالف هستند .
كسانى از اهل تسنن كه با آنها گفتوگو مىشد ، در جاهاى مختلف ، در دانشگاهها ، در جلساتى كه داشتيم ، روى الميزان حساب خيلى عالى باز مىكردند ؛ يعنى الميزان را بعضى از تفسير فخر رازى قوىتر مىدانند ، درحالى كه تفسير فخر رازى قوىترين تفسير در ميان سنىهاست . البته از نظر تعبير عربى خيلى قوى نيست ، ولى از نظر معنى و محتوى در نظر اهل تسنن بسيار قوى است و از ميان همه تفاسير شيعه ، از جمله تفسيرهايى كه مورد نظر اهل تسنن است ، تفسير الميزان است ؛ يعنى ريشهاى كه در ميان اهل سنت پيدا كرده شايد كمتر از شيعه نباشد .
* كاستىها و لغزشهاى احتمالى در الميزان
آنگونه كه من تحقيق كردهام از درس ايشان و هم از كتاب ايشان ، ايشان در تفسير از كسى تقليد نداشتند ؛ يعنى آنچه را كه به نظرشان درست و ثابت رسيده است ، آن را يادداشت كردهاند ، منتهى احيانا تهافت در تفسير هست ، در بعضى موارد اثبات كردند و در جاى ديگر احيانا نفى كردند ، يا در ياد ايشان نبوده يا توجه نداشتند ، و لكن اين موارد خيلى كم است .
امّا اينكه مطلبى نوشته باشند و خودشان معتقد نباشند ، ظاهرا چنين مسألهاى وجود نداشته باشد ، صددرصد تا آنجايى كه ايشان توجه داشتند ، غفلت نبوده است . آنچه را كه در نظرشان بوده ، نوشتند و آنچه را نوشتند ، ممكن نيست كه