در الميزان افكار فلسفى ، عرفانى ، اجتماعى ، اخلاقى ، عقيدتى و منطقى بر خلاف بيشتر مفسران فراوان است و اينها هم كه تفسيرشان تفسير معمولى است ، چه آنها كه تفسير نوشتهاند ، چه آنهايى كه تفسير مىخوانند و اهل تفسيرند ، ولى با مذاق علّامه درست آشنا نيستند ، آنها هم تعجب مىكنند ، ولى تعجبشان كمتر از تعجب دسته اوّل است .
3 - دسته سوم ، شاگردان علّامه هستند كه خود من هم افتخار شاگردى ايشان را داشتم و هفت سال در درس ايشان بودم . منتهى شاگردان علّامه هم باز دو دستهاند ، برخى از شاگردان ، بهخوبى علّامه را درك كردهاند و حالت نفى و اثبات به خود گرفتهاند ، حالت نفى افكار مفسرين گذشته از شيعه و اهل سنت و حالت اثبات افكار ايشان را ، اينها خوب مىتوانند بفهمند ، لكن اينها كه حالت نفى و اثبات را گرفتند ، گاه مانند شاگردان شيخ طوسى هستند كه به تعبير مرحوم آقاى بروجردى اينها مقلده هستند . مرحوم شيخ طوسى هزار شاگرد داشت ، ولى از بس شيخ طوسى عظمت داشت ، شاگردان او در عين اينكه مجتهد بودند ، جرأت نمىكردند بر خلاف نظر شيخ طوسى فتوا بدهند . يك دسته از شاگردان علّامه اين گونهاند .
دسته ديگر از شاگردان علّامه ، خوب روش علّامه را مىفهمند ، ولى از مقلّدين نيستند ؛ يعنى حالت تكاملى و تبلورى دارند . البته در بعضى نظرات علّامه نظر دارند و در بسيارى موارد نظر ندارند ؛ يعنى اينكه بيشتر نظرات علّامه را در غير ابعاد فلسفى قبول مىكنند ، ولى نظرات علّامه را در ابعاد فلسفى چندان قبول ندارند ، چرا ؟ براى اينكه نظرات فلسفى علّامه با اينكه فلسفى معتزلى است كه
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 382
مساهمون: مراد على شمس
ص٣٨٢