- در بعد مادون عصمت - اگر مادون عصمت باشد ، هرچه فعاليت و دقت و جدّيت بيشتر باشد ، اين قرب ، حالت عصمت پيدا مىكند ؛ يعنى در يك بعد كه مبدأ و محور است كه تفسير قرآن به قرآن است عصمت است و در بعد ديگر كه برداشتها فرق مىكند ، هرچه اين برداشتها دقيقتر و نزديكتر به مرادات قرآنى و ارتباط آيات باشد ، اطلاقش و عدم اشتباهش بيشتر است و هرچه مانند ساير مفسرين ، غرق در افكار مفسرين باشد ، اشتباهش بدون ترديد زيادتر است .
بنابراين در يك كلمهء ، تفسير قرآن به قرآن بهطور مطلق كافى است و حتى رسول خدا و ائمه عليهم السّلام هم قرآن را با قرآن تفسير كردهاند ، منتهى تفسير آنها به جهت اينكه احاطهشان بر قرآن ، احاطهء مطلق است ، تسلسلا و موضوعا خطا ندارد ، ولى تفسير ديگران داراى خطاست ؛ زيرا دقتهايى كه دارند ، داراى درجات گوناگون است .
* فهم و تفهّم الميزان ( فهم روش علّامه در اختصاص گروهى خاص )
مردم در برابر فهميدن و تفهّم الميزان سه دستهاند :
1 - يك دسته كه مفسر نيستند و افكار تفسيرى عميق ندارند ، اينها اگر نظراتى راجع به معانى آيات دارند ، همان نظرات معمولى است كه از تفسيرهاى معمولى و از خبرها و از مفسرين شنيدهاند ، آنها دركى از الميزان نخواهند داشت و اگر داشته باشند ، ممكن است اعتراض كنند .
2 - دسته دوم ، مفسرين هستند كه آنها نيز دو دستهاند ، يك دسته مفسرين معمولى هستند . اينها هم به حالت استعجاب به مثل الميزان نگاه مىكنند ، چون