نيست ، بلكه قرآن تبيان است ، برهان است ، نور است ،
لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً .
« 1 »
در همهء ابعاد ، قرآن فوق همهء مراحل اعجاز همه انبياست و از جمله در بعد دلالتى ، در اين بعد ، قرآن سهل است و ممتنع ؛ سهل است از نظر دلالتى و ممتنع است در بعد تأويلات و حقايق كه مربوط به معصومين است .
درست است كه در الميزان و در ساير كتبى كه تفسير قرآن به قرآن است ، روايات بسيارى آورده شده ، ولى بهعنوان تبيين نيست ، يا بهعنوان بيان مصداق است ، يا بهعنوان جرى است و يا بهعنوان تصديق است . يا مصداق اجلى است ، يا مصداق ادنى است و يا مصداق متوسط است .
و فى الجمله چون بيشتر مردمى كه مراجعه به قرآن دارند ، احاطهء موضوعى و تسلسلى در قرآن ندارند ، كسى كه مفسر قرآن است ، به حق با احاطهء تسلسلى و احاطهء موضوعى ، مىتواند قرآن را با قرآن تبيين كند . مفسر ، قرآن را با خود قرآن ، تبيين مىكند .
* ابعاد تبيين قرآن با قرآن
تبيين قرآن با قرآن ، گاه در بعد عصمت است كه از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم و ائمه عليهم السّلام است و گاهى در بعد تالى تلو عصمت و مادون عصمت است .
- در بعد عصمت - اگر تبيين قرآن به قرآن در بعد عصمت باشد ، عصمت روى عصمت است و نور على نور . عصمت اوّل ، خود قرآن است و عصمت دوم ، كسى كه قرآن را با قرآن تبيين كند .
هامش
( 1 ) سورهء كهف ، آيهء 1 .