است . حاشيه است ، هم تأسيس .
حاشيه است ، نسبت به روش رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم و ائمه معصومين عليهم السّلام كه آن بزرگواران روششان در تفسير قرآن ، تفسير قرآن به قرآن بوده است ، گرچه اين روش در طول تاريخ اسلامى به تدريج ضعيف شده است ، ولى روش آن بزرگواران كلا تفسير قرآن به قرآن بوده ، همچنانكه از تفاسيرشان پيداست و روش مرحوم علّامه در حاشيهء آن روش است ، نمىگوييم توضيح آن روش است ، تبلور آن روش است و دنبال كردن آن روش است .
كسانى كه توجه به جريان تفسير صحيح ندارند ، گمان مىكنند ابداع است ، خير ابداع نيست .
بنابراين چون در طول تاريخ اسلامى خيلى كم و كمرنگ ، تفسيرى به نظر مىرسد كه تفسير قرآن به قرآن باشد ؛ از جمله مىتوان تفسير دهجلدى حقايق التأويل سيد شريف رضى را ياد كرد كه تفسير قرآن به قرآن است . ولى به راستى نظير آن را پيدا نمىكنيم كه تفسير قرآن به قرآن باشد .
و بعد از حدود چهارده قرن و بعد از مرحوم سيد شريف رضى ، مفسرى را در شيعه و اهل سنت سراغ نداريم كه به راستى تفسير قرآن به قرآن داشته باشد . بنابر اين مىشود گفت در حاشيهء روشهاى ديگر نيست ، بلكه در حاشيهء روشهاى عصمت است .
در بعد دوم ، ابداع است ، براى اينكه اين روش ، بهطور كلى در تاريخ اسلامى به فراموشى سپرده شده بود . بنابراين روش تفسيرى ايشان ، احياء روش تفسيرى مقام مقدس عصمت است ، و البته نيازمند تبلور و تداوم است و مطلق نيست . البته
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 378
مساهمون: مراد على شمس
ص٣٧٨