الف - در محورهاى فلسفى ، عرفانى ، علمى ، اخلاقى ، اجتماعى ، ادبى و احيانا فقهى سهم ابداعى داشتهاند و قرآن را تا اندازهاى چشمگير ، از جمودهاى گذشته رها كرده ، افكار و دقتها را در فهم هرچه بيشتر معانى نامتناهى قرآن به حركت درآوردهاند .
ب - در مقولههاى حكمت الهى و معرفت دينى و مسائل اجتماعى به ويژه ، سهم چشمگيرى در تكميل و تكامل متدها و نگرشهاى گذشته داشتهاند و در جمع ، آرزوى بىكران قرآنپژوهان را براى نخستينبار در روش تفاسير غير معصومان ، با برداشت از روش اصيل معصومان درخور امكان به منصه بروز و ظهور درآورده ، افكار را از جمود برگرفتههاى پيشينيان آزاد ساختهاند .
الميزان در بالاترين سطح تعقلى و علمى مورد درك و فهم است و موانع شناخت آن از يك نظر ، درونى است ؛ زيرا روش بىسابقهاى در پيش دارد و از نظر ديگرى برونى است كه نوعا مقدمات فهم اينگونه تفسير كمياب هستند . در حقيقت هم قالب و شيوه خود تفسير بىنظير است و هم آمادگى قرآنپژوهان آن چنان نيست كه مانند ساير تفاسير بتوانند به مقاصد عاليه آن پىببرند ؛ گلستانى است با نهالهاى جديد كه بايستى با نگاهى تازه بررسى شود .
* الميزان جمع بين حاشيه و تأسيس
[ سؤال شده است كه آيا روش تفسيرى علّامه در الميزان اصالت دارد يا در حاشيهء تفاسير ديگر است ؟ كه دراينباره بايد گفت : ]
كار مرحوم استاد طباطبايى ( ره ) در تفسير الميزان ، جمع بين هردو عنوان