الالهيّة . و لاهل البيت ، الدّلالة على الطريق و هداية النّاس الى عقائدهم و مقاصدهم . »
حاصل كلام علّامه اين است كه قرآن و عترت هردو حجيّت دارند ، امّا هريك مستقل از ديگرى است و لازم نيست كه به يكديگر وابسته باشند ، ولى به خوبى روشن است كه حديث شريف توصيه به تمسك به هردو دارد و اينكه اين دو بايستى باهم در نظر گرفته شوند و روايات بسيارى جز حديث ثقلين نيز تلازم بين قرآن و عترت را مىفهماند و در بيانات ائمه عليهم السّلام فراوان آمده است كه ما بيانگر قرآن هستيم ( به اين معنى كه اگر بيان ما اهل بيت نباشد ، همهء مفاهيم براى مردم روشن نمىشود ) .
* كاستىهاى تفسير الميزان يا روش تفسير قرآن به قرآن
آنگونه كه از بررسى اين تفسير به دست مىآيد ، از آنجا كه تفسير الميزان در تفسير آيات ، روش تفسير قرآن به قرآن را برگزيده و بنابراين بوده است كه همه آيهها با خود آيات معنى شود ، در مواردى بهنظر مىرسد ، برخى از آيات كه در كنار آن حديثى رسيده است و آن آيه را تفسير كرده است ، به دليل آنكه حديث مزبور مورد توجه قرار نگرفته است ، آيه نيز آنگونه كه مناسب بوده و در شأن اين تفسير بوده ، تبيين نشده است . از جمله اين موارد ، آيه زير است كه از گفته حضرت سليمان عليه السّلام آمده است :
رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي
« 1 »
هامش
( 1 ) سورهء صاد ، آيه 35 ؛ « پروردگارا ، مرا ببخش و ملكى به من ارزانى دار كه هيچ كس را پس از من سزاوار نباشد » .