و يا تضمنى ) در قرآن آمده است .
اينكه گفتيم جهت توقف فرق دارد ، به اين معناست كه : ما بايد روايات را بر قرآن عرضه كنيم ، تا بدانيم تضادى با قرآن دارد يا خير .
از طرف ديگر نياز عرضه قرآن بر روايات ، براى تبيين و تشريح بخشى از آيات است كه بدون روايات تبيين نمىشود .
همچنين بايد توجه داشت كه قرآن در موارد بسيارى خود ، مخاطبانش را به غير خودش ارجاع داده و از جمله فرموده است :
أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ
« 1 » و يا فرموده است :
بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ .
« 2 »
ظهور اينگونه آيات در اين است كه هرگاه كسانى كه شأنيت فهم قرآن را دارند ، به آيهاى رسيدند كه تفسير آن را ندانستند ، به
« الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ »
مراجعه كنند .
در عمل نيز وقتى ما به قرآن مراجعه مىكنيم ، درمىيابيم كه باوجود بيانهاى تفسيرى عالمان علم تفسير ، باز هم معناى برخى آيات چندان روشن نيست ، چنانكه خود علّامه در تفسير « دابّة الأرض » مىفرمايد :
هرچه كوشش كرديم كه معناى « دابة الأرض » را در پرتو آيات ديگر به دست آوريم ، ميسّر نشد .
نكتهاى كه در اينجا لازم به ذكر است اين است كه مرحوم علّامه طباطبايى از آنجا كه همتشان تفسير قرآن به قرآن بوده است و اين سبب شده تا به آيات توجه
هامش
( 1 ) سورهء نحل ، آيه 44 .
( 2 ) سورهء نحل ، آيه 44 .