تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
اين بود كه « قرآن زمانى مىتواند مرجع روايات باشد كه دربردارندهء همهء معارف و مفاهيم روايى باشد . » تعبير علّامه اين است : « عرض الروايات المنقولة عنه صلّى اللّه عليه و آله و سلم على كتاب اللّه ، لا يستقيم معناها الّا مع كون جميع ما نقل عن النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلم ، ممّا يمكن استفادتة من الكتاب . » اشكال اصلى در همين قسمت عبارت است ؛ زيرا عرضه داشتن روايات به قرآن براى تشخيص صحيح از غيرصحيح است و عرضه روايات بر قرآن ، به اين نيست كه حتما قرآن دربارهء يكايك احاديث ، سخنى به تصريح داشته باشد و همه احاديث در قرآن باشد ، بلكه عرضهء روايات بر قرآن براى اين است كه آن روايات ، ناهمخوان با آيات و مخالف قرآن نباشند ، نه اين‌كه حتما جهت تأييدى در خصوص محتواى هر روايت در آيات بيابيم . آن‌چه در روايات « عرضه به قرآن » آمده اين است كه اگر حديثى را مخالف قرآن يافتيد « فاضربوه على الجدار » ، نه اين‌كه اگر مضمون حديثى در قرآن نيامده بود ، آن حديث را كنار بگذاريد ! كوتاه سخن اين‌كه در عرضه روايات بر قرآن ، بايد در جست‌وجوى اين باشيم كه بدانيم آن روايات ، مخالف با قرآن است يا مخالف نيست . مخالف را كنار بگذاريم . آن‌چه مخالف قرآن نيست ، دو صورت دارد : 1 - اصلا درباره آن بيانى در قرآن نيامده است . 2 - در تأييد آن ، بيانى صريح به دلالت مطابقى و يا بيان غيرصريح ( التزامى