و البحث و يرتفع به ما يترائى من الاختلاف بين الآيات و الآية فى مقام التحدّى . »
چنانكه ياد شد ، اجمال نظر علّامه اين است :
1 - قرآن براى همهء مردم آمده است . و نه براى گروه خاصى از مردم .
2 - قرآن از مردم خواسته تا دربارهء مطالب وحى بينديشند و تأمّل و تدبّر كنند .
3 - دو مقدّمه ياد شده نتيجه مىدهد كه پس مفاهيم قرآن اگر مورد تأمّل و تدبّر قرار گيرد ، براى همهء انسانها قابل فهم است و مردم براى درك حقانيت قرآن و حقايق معرفتى آن ، نياز به غير قرآن ندارند :
« و لا معنى لإرجاع فهم معانى الآيات الى فهم الصّحابة و تلامذتهم من التابعين حتى الى بيان النّبى صلّى اللّه عليه و آله و سلم » .
بنابراين ، معنا ندارد كه كسى بگويد فهم معانى آيات قرآن ، نيازمند فهم صحابه و يا شاگردان صحابه است و حتى نمىتوان گفت كه نيازمند بيان خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم است .
اين فرمايش علّامه هم تمام نيست ، زيرا اگر بخش مهمى از آيات قرآن داراى مفاهيم محكم و بيّن باشد ، باز هم كافى است كه خداوند ، همه انسانها را - بدون استثنا - براى تأمّل در آن آيات فرا خواند و از ايشان بخواهد كه با تدبّر در قرآن ، آثار حقانيت وحى و رسالت پيامبر را دريابند و نيز اذعان كنند كه نمىتوانند مانند هدايت قرآنى كتابى بياورند و هرگز لزومى ندارد كه همه آيات مربوط به معارف روشن و آشكار باشد .
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 365
مساهمون: مراد على شمس
ص٣٦٥