- نقد دليل سوم
بيان علّامه در دليل سوم اين است :
« . . . على ان الاخبار المتواترة عنه صلّى اللّه عليه و آله و سلم المتضمّنة لوصيته بالتّمسك بالقرآن و الأخذ به و عرض الروايات المنقولة عنه صلّى اللّه عليه و آله و سلم على كتاب اللّه ، لا يستقيم معناها الّا مع كون جميع ما نقل عن النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلم مما يمكن استفادته من الكتاب و لو توقف ذلك على بيان النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلم كان من الدور الباطل و هو ظاهر . » ( الميزان 3 / 87 ) .
خلاصهء سخن علّامه اين است كه :
1 - روايات را بايد به قرآن عرضه داشت .
2 - قرآن زمانى مىتواند مرجع روايات باشد كه دربردارندهء همه مفاهيم و معارف روايى باشد .
3 - اگر قرآن واجد همهء معارف و مفاهيم موجود در روايات است و مىتوان آنها را فهميد ، پس قرآن براى تبيين و تفسير مفاهيم خويش ، نيازمند روايات نيست .
4 - اگر بگوييم با اينكه سنجش محتواى روايات به قرآن متكى است ، قرآن هم براى فهميده شدن - گرچه در بخشى از مطالب خود - وابسته به بيان روايات است ، دور لازم مىآيد ، و دور قطعا پذيرفته نيست .
آنچه دربارهء اين فرمايش علّامه بهنظر مىرسد ، اين است كه اگر دقت شود ، دورى در كار نيست ، زيرا جهت توقف فرق دارد . دور ، وقتى باطل است كه جهت دور واحد باشد ، ولى اگر جهت آندو يا چند چيز شد ، اساسا دورى وجود ندارد .
توضيح اينكه ، ما از فرمايش علّامه چهار قضيه به دست آورديم . دومين جمله