ندارد كه برخى آيات آن متشابه باشد و در فهم و تفسير ، نيازمند روايات و بيان معصوم عليهم السّلام ؛ زيرا منظور از نور بودن قرآن و هدايتگرى آن ، در خطوط كلى هدايت و سعادت است ، اگر مىگوييم ، قرآن « تبيان كل شىء » است نظر به مجموع قرآن است ، نه اينكه هر آيه به تنهائى « تبيان كل شىء » باشد . به اضافه اينكه تبيان كل شىء بودن ، از كجا كه ويژه معصوم و در مقام ثبوت نباشد .
بنابراين ، قرآن مىفهماند كه حق و باطل چيست و مىفهماند كه خودش كتاب حق است ، هرچند بخشى از حقايق آن با ارجاع به آورندهء آن آشكار گردد .
گفتنى است كه خود ايشان گاه در پايان تفسير يك آيه با جمله « و اللّه اعلم » گذشتند كه از آن فهميده مىشود مطلب روشن نشده است ، مانند تفسير آيهء شريفهء
وَ يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ .
« 1 » گاه نيز فرمودهاند ، معنى اين كلمه را مثلا « دابة الارض » از قرآن نفهميديم . مانند اينگونه موارد ، منافات با نور بودن قرآن ندارد ، با آنكه بر خلاف نظر ايشان چنين آياتى نيازمند به غير خود مىباشند .
- نقد دليل دوم
مرحوم علّامه طباطبايى در جلد سوم الميزان صفحه 86 مىنويسد :
« فان قلت : لا ريب انّ القرآن انما نزل ليعقله الناس . . . قلت قد مرّ فيما تقدّم ان الآيات الّتى تدعو النّاس عامّة من كافرا و مؤمن ممن شاهد عصير النزول او غاب عنه ، الى تعقل القرآن أو تأمّل و تدبّر فيه و خاصّة قوله تعالى :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
« 2 » .
تدلّ دلالة واضحة على أنّ المعارف القرآنية يمكن ان يناله الباحث بالتدبّر
هامش
( 1 ) سورهء بقره ، آيه 219 .
( 2 ) سوره نساء ، آيه 82 .