تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
همه آيات ( و روايات اهل بيت ) تكميل كرده است . و بعدها هرجا كه صحبت از اين مباحث پيش آمده ، خواننده را به بحث نخستين خود حوالت داده است . از خصوصيات عمدهء تفسير الميزان يكى نيز اين است كه مؤلّف مانند برخى از مفسران جديد نكوشيده است بىجهت علوم و اختراعات جديد را از قرآن مجيد استنباط كند ، همين‌طور مانند برخى ديگر از مفسّران جديد دچار « هويت باختگى » « 1 » نشده است تا بگويد براى اين‌كه مسلمانان در برابر علم و تمّدن غربى قامت برافرازند ، بايد بسيارى از اعتقادات خود را به كنارى بگذارند تا بتوانند همگام با امكانات و فرآورده‌هاى علمى و فنّى جديد زندگانى كنند . او به خوبى دريافته است كه علوم و فنون امروزى هرچه باشد اين جهانى است و راه و رسم و شيوهء خاصّ خود دارد ، ولى اين اسلام اوّل از همه سروكارش با مبدأ و معاد است و اگر كسى به مبدأ متعال معتقد باشد و نيز باور داشته باشد كه جهانى ديگر بايسته است كه مردمان از نيك و بد به سزاى اعمال خود برسند ، آن وقت دست يافتن به علم جديد و استفاده از فنون مختلف در زندگانى روزمره هيچ اشكالى ندارد ، خلاصه علم مادى ، و دين روحانى است و ايمان را نمىبايد و نمىتوان علمى ساخت . بحث از اين نيست كه علم و ايمان باهم مخالفند ، بلكه غرض فهميدن اين نكته است كه علم و ايمان دو چيز مختلفند ، و هركدام براى خود راهى جداگانه دارند . براى اطلاع بيشتر از اهميت اين تفسير ، خوانندگان بايد به خود آن تفسير بنگرند « 2 » .
هامش
( 1 )alienation( 2 ) آشنايى با علوم قرآنى ، ص 42 و 44 و 45 .