و جامعتر نديدهام ؛ و كأنّه با تفسير الميزان بقيهء تفاسير كموبيش منعزل مىگردند ؛ و جاى خود را به الميزان مىدهند .
و در اين حقيقت اين حقير متفرّد نيستم ؛ بلكه بسيارى از علماء اعلام و متفكرين عظام و اهل بحث و تحقيق اين مطلب را ارائه كردهاند ؛ و يا زمزمهء آن را دارند .
دوست و صديق راستين و همدورهء طلبگى ما : امام موسى صدر خلّصه اللّه من أيدى الفجرة و أطال اللّه بقائه ؛ از عالم وحيد و نويسندهء معروف و متضلّع خبير لبنان شيخ جواد مغنيه نقل مىكرد كه او مىگفت : از وقتى كه الميزان به دست من رسيده است ؛ كتابخانهء من تعطيل شده ؛ و پيوسته در روى ميز مطالعهء من الميزان است .
اين حقير روزى به حضرت استاد عرض كردم : هنوز اين تفسير شريف در حوزههاى علميهء جاى خود را چنانكه بايد باز نكرده است ؛ و به ارزش واقعى آن پى نبردهاند ؛ اگر اين تفسير در حوزهها تدريس شود ؛ و روى محتويات و مطالب آن ، بحث و نقد و تجزيه و تحليل بهعمل آيد ؛ و پيوسته اين امر ادامه يابد ؛ پس از 200 سال ارزش اين تفسير معلوم خواهد شد .
در دفعه ديگرى عرض كردم : من كه به مطالعهء اين تفسير مشغول مىشوم در بعضى از اوقات كه آيات را بهم ربط مىدهيد و زنجيروار آنها را با يكديگر موازنه ؛ و از راه تطبيق معنى را بيرون مىكشيد . جز آنكه بگويم درآن هنگام قلم وحى و الهام الهى آن را بر دست شما جارى ساخته است ، تعبير ديگرى ندارم ! .
ايشان سرى تكان داده ، مىفرمودند : اين فقط حسن نظر است ؛ ما كارى
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: مراد على شمس
ص٣٤٥