نكردهايم ! « 1 » .
يكى از نوادههاى مرحوم صدر كه اصلا عرب مىباشد مىگويد :
شهرت علّامه در بلاد عرب دهها برابر بيشتر از ايران است ، استادان دانشگاهها و اهل فن و اطلاع و حتى دانشجويان استنادشان به تفسير الميزان يك امر روزمره است ، همگى اين تفسير را بهعنوان يك مصدر اصيل تحقيق مىدانند و تفسيرهاى المنار و فى ظلال القرآن و امثالهما به كنار رفته است « 2 » .
* حلبى ، على اصغر
تفسير الميزان از تفاسير دقيق قرآن مجيد در بيست مجلّد و بويژه از اين نظر اهميت دارد كه تفسير آن مرحوم نه يكسره تفسير به منقول است و نه تفسير به معقول ، بلكه در آن كوشيده است كه « قرآن كريم را به زبان قرآن كريم تفسير كند » .
علّامه طباطبايى درحالىكه قرآن را از آغاز تا انجام ، سوره به سوره و آيه به آيه تفسير كرده ، هرجا به موضوعات مهمى رسيده كه ذكر آن موضوعات بيش از يكبار در قرآن ياد شده ، آيات مربوط به آنرا ( ولو اينكه با عبارات مختلفى بيان شده باشد ) ماهرانه يكجا جمع كرده و تحت عنوان يك بحث به حل و كشف معناى آن كوشيده است . و اين شيوه را نه تنها دربارهء آيات احكام و قصص قرآن مجيد ، بلكه در اغلب موضوعات اعتقادى و عبادى نيز انجام داده است . مثلا وقتى بحث از خلقت آدم ، يا حقيقت بهشت و دوزخ ، يا حرمت خمر ( و مراتب تحريم آن ) ، و يا شفاعت پيش آمده ، بحث خود را بهنحوى جامع با استفاده از
هامش
( 1 ) مهر تابان ، ص 40 - 45 [ با تصرف ] .
( 2 ) نور ملكوت قرآن ، علامه سيد محمد حسين تهرانى ، ج 2 ص 325 ؛ مندرج در « جرعههاى جانبخش » ص 166 .