و ايرادهاى وارده بر قانون مقدس اسلام كه از ناحيهء مكتبهاى شرقى و غربى و الحاد و كفر ناشى شده ؛ و به سرزمينهاى اسلامى سرايت كرده است ؛ بنحو اكمل پاسخ داده ؛ و مواضع ضعف و نقاط ابهام و مغلطه را روشن ساخته است .
و بهطور كلى قرآن را طبق آيات قرآن :
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ
« 1 » و يا آيهء
وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ - لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ
« 2 » .
و نظاير اين آيات ، ميزان و محور حقّ و اصالت و واقعيت قرار داده ؛ و بقيّهء آراء و مذاهب را باآن مىسنجد ؛ و روشنگر موارد خطا و اشتباه و مغالطههاى مكتبى و ايدههاى آنان مىباشد .
4 - از خصوصيات ديگر اينكه ، اين تفسير پاسدارى از مكتب تشيع است ؛ كه با بحثهاى دقيق و عميق و نشان دادن مواضع آيات ، اين مهم را ايفاء كرده است ؛ و با لسانى رسا و بليغ ، بدون آنكه حميّتهاى جاهلىّ را برانگيزد ؛ و آتش عصبيت را دامن زند ؛ از روى نفس آيات قرآن ، و تفسيرى كه قابل ردّ و انكار نباشد ؛ و نيز بوسيله رواياتى كه از خود عامّه نقل شده ؛ چون تفسير « الدّر المنثور » و غيره در هر موضوعى از موضوعات ولائى ، مطلب را روشن ، و ولايت عامّه و كلّيهء حضرت امير المؤمنين على بن ابيطالب و ائمهء طاهرين صلوات اللّه عليهم اجمعين را برهانى و مبيّن مىنمايد .
و نيز نسبت به مفسرّين عصرى مصرى عامّه ، بدون آنكه نامى از آنها برده شود مطلب آنها را نقل كرده و به موارد ضعف و تزييف مىپردازد ؛ و مواقع خطا
هامش
( 1 ) سوره طارق ، آيه 13 و 14 .
( 2 ) سوره فصلت ، آيهء 41 و 42 .