ايشان به مناسبت « حرمت اكل ميته و مردار » باب بحث گستردهاى را در باب خوردن و نخوردن گوشت مىگشايد . ايشان پس از بيان عقايد ملل مختلف ، در مورد خوردن و نخوردن گوشت ، نظريه اسلام را توضيح داده و ديدگاه اسلام را معتدلترين برنامه براى بهرهگيرى از نعمتهاى دنيا مىشمرد :
اسلام در بين آن سنت تفريطى ( كه خوردن گوشت را به هيچوجه جايز نمىداند مثل مذهب بودائى ) و اين روش افراطى ( كه خوردن گوشت همه حيوانات را جايز مىداند ) ، راهى ميانه را رفته و از بين گوشتها ، هر گوشتى كه طبيعت انسانهاى معتدل و يا به عبارتى طبيعت معتدل انسانها ، آن را پاكيزه و مطبوع مىداند ، در تحت عنوان كلى « طيّبات » حلال كرده است . با اينكه رحم و عاطفه آن را جايز نمىداند « 1 » .
نمونههاى ديگرى از مباحث اجتماعى در تفسير الميزان وجود دارد كه به جهت پرهيز از اطالهء كلام از ذكر آن خوددارى مىشود . ولى مناسب است به دو نمونه مهم ديگر از اين مباحث اشاره گردد : نخست عنايت اسلام به مسأله اجتماع است . ايشان در تفسير آيهء :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا
« 2 » بحثهاى مبسوطى را در زمينههاى مختلف اجتماعى مانند بحث انسان و اجتماع ، انسان و رشد او در اجتماع ، عنايت اسلام به اجتماع ، رابطهاى كه بين فرد و اجتماع در اسلام وجود دارد و همچنين اين پرسش كه آيا سنت اجتماعى اسلام ضمانت بقا و اجرا دارد يا نه ، و چند موضوع ديگر از همين قبيل
هامش
( 1 ) همان ؛ ج 5 ، ص 295 .
( 2 ) سورهء آل عمران ، آيه 200 .