كسى نمىتواند با استفاده از اخبار آحاد در قبال تحقيقات نظرى علوم انسانى ، هرچند ظنّى باشد مطلبى را بهنام دين عنوان كند و با تكيه بر خبر واحد و ظواهر ظنّى قرآن ، جامعهشناسى اسلامى ، روانشناسى اسلامى و . . . ارائه دهد ؛ اين مسائل علمى بادليل اطمينانى و قطعى قابل انتساب است .
از سويى ديگر ، انگيزهء علّامه طباطبايى در نقل مباحث فلسفى در تفسير روشن مىگردد . زيرا كسى كه در مقام اثبات هماهنگى عقل و دين است ، ناچار است كه به تناسب از انديشههاى بشرى و قواعد فلسفى كمك بگيرد و به اين دسته از مباحث بپردازد .
د - تلاش براى انطباق دين با تحولات زمان
از ديگر ويژگىهاى مرحوم علّامه ( ره ) كه شاخصهء گرايش ايشان به تفسير اجتماعى است ، تلاش براى انطباق دادن اوضاع و احوال و تحولات جديد با انديشهء دينى است .
مرحوم علّامه ، كتاب مستقلى در باب « اسلام و احتياجات واقعى عصر » نگاشته است و در اين كتاب در مقام بيان اين معناست كه اسلام براى دوران خاصى و يا يك منطقهء مخصوصى تشريع نشده . وى در اين كتاب از ثابتها و متغيرها در احكام اسلامى بحث مىكند . اما اين گرايش در سراسر الميزان كاملا محسوس است ( حجم اين مباحث در فهرست عناوين الميزان به خوبى اين معنا را آشكار مىكند ) .
اين مباحث شامل دو بخش مىشود :
1 - مباحثى كه بهعنوان اثبات جامعيت دين مطرح است :
در اين دسته از مباحث ، ايشان بهطور آشكار تأكيد مىكند ، كه دين معترض