تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
فرزانه در پاسخ‌گويى به اشكالات و شبهات مخالفان به اثبات مىرساند . به‌عنوان نمونه ، يكى از بحث‌هاى جدّى در ميان روشنفكران خودى و بيگانه ، مسأله تعارض علم و دين و تعارض دين و عقل است كه مرحوم علّامه در چندين جا در الميزان به آن مىپردازد . در نگاه و بيان علّامه ، معارف وحيانى با مفاد برهان عقل ، هماهنگى دارد و اين دو حوزه نه معارض هم ، كه مؤيد يكديگرند . زيرا معارف وحيانى چراغ عقل و راهنماى آنست . عقل با استدلال و تأمل ، معارف وحى را مىپذيرد و در تحكيم آن نقش اساسى دارد . هم‌چنين در مواردى كه ظاهرى از ظواهر ادله شرعى با برهان عقلى تنافى داشته باشد از آن دست بر مىداريم ، زيرا دليل عقلى ، شاهدى است براينكه ظاهر نص ، مراد نبوده است . گاهى تنافى ظاهرى عقل و شرع ، معلول تنافى واقعى اين دو نيست ، بلكه به علّت فساد و تباهى ذهن بشر حاصل شده است ، زيرا درك عقلى نيز وقتى حاصل مىشود كه عقل در فضاى سالمى قرار گيرد توهمات و خيالات او را احاطه نكند و خودش ، از سلامت كامل برخوردار باشد ، در واقع انسانى مىتواند به عقل خود متكى باشد كه تقواى دينى و دين فطرى خود را از دست نداده باشد . باهمين شيوه در باب تعارض علم و دين ، اين راه حل را ارائه مىكند كه « ظواهر قرآن » و حتى « اخبار آحاد » در احكام ارزشى ، بر فرضيات علوم كه منشأ آن‌ها ظن است ، مقدم مىشود ؛ امّا در خارج از حوزه ارزش‌ها ، براى بيان حقايق نظرى مربوط به انسان و نيازهاى واقعى او ، اخبار آحاد حجت نيست « 1 » . باتوجه به چنين ديدگاهى ، پاسخ به شبهه تعارض علم و دين را ارائه مىكند . زيرا حجت نبودن خبر واحد در بيان حقايق نظرى لوازمى دارد ، از جمله اينكه
هامش
( 1 ) الميزان ؛ ج 5 ص 508 ، ترجمه محمد باقر موسوى ، چاپ جامعه مدرسين قم .