خيلى پرهيز داشتند و حتى گاهى كه مىخواستند مطالب افرادى را نقد كنند آن چنان نبود كه مشخص شود ايشان شروع به انتقاد كردهاند ، فيلسوف محقق و عارف متشرّع آية اللّه مصباح يزدى مىگويد : من حتى يكبار به ياد ندارم كه ايشان فرموده باشند كه من اين مسأله را حل كردم و ديگران از حل آن عاجز بودند ، حتى وقتى مىخواستند به موضوعى اشكال قطعى نمايند خيلى آرام و ملايم مطرح مىكردند و اين از روح تواضع ايشان سرچشمه مىگرفت ، لذا در كتابهايشان هم شايد نتوان جائى را پيدا كرد كه صريحا اعتراض كرده باشند بلكه با مقايسهء مطالب آثار ايشان با ساير منابع ، متوجه مىشويم كه اختلافنظر در كجاست « 1 » .
* داشتن تربيت علمى
از خصوصيات علّامه اين بود كه تربيت علمى داشت ، بدين معنا كه تا كسى به كلاس دوم منتقل نمىشد از مراحل بالاتر سخن نمىگفت ، البته درس اخلاقى را در شرح حديث عنوان بصرى شروع كرده بودند كه بهخاطر ناشىگرى عدهاى تعطيل شده بود ، اما كسانى كه در درس ايشان حضور مىيافتند به اندازهء توانشان توسط استاد راهنمايى مىشدند ، انسان وقتى به حضور علّامه طباطبايى مشرّف مىشد گويا در محضر پيامبر نشسته است آنقدر از نظر اخلاق و رفتار و برخورد رعايت امور را مىكرد . اهل مزاح و شوخى بود ولى هيچگاه كلمهاى خارج از ادب و نزاكت از دهانشان خارج نمىشد ، عجيب اينكه مخالف و موافق در برابر ايشان تعظيم مىنمودند و اين جز بخاطر ارتباط عميق ايشان با خداى متعال نبود
هامش
( 1 ) آينه عرفان ، ص 14 . مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 366 .