و همه اين بركات از مراقبت و توجه او به پروردگار سرچشمه مىگرفت « 1 » .
* علّامه ملجأ و پناهگاه شاگردان مخلص
استاد سيد محمد حسين حسينى تهرانى مىگويد :
علّامه طباطبايى كه رضوان خدا بر او باد ؛ براى مخلصين از شاگردان و ارادتمندان خود ملجأ و پناهى بود كه در حوادث روزگار به دو روى مىآوردند ، و او چون چراغ تابان روشنگر راه و مبيّن خطرات و مفرّق حق از باطل بود ؛ و در كشف مسائل علميّه و رفع مجهولات ، دستگير و راهنما بود .
اين حقير نه تنها در همان ايّامى كه در قم مشغول تحصيل بودم از كانون فيض و علمش بهرهمند مىشدم ؛ و تا سرحدّى كه خود را بنده و خانه زاد مىدانستم ؛ بلكه پس از تشرّف به نجفاشرف نيز پيوسته باب مراسلات مفتوح بوده ؛ و نامههاى جذّاب روشنگر راه بود .
و پس از مراجعت از نجف تا به حال وقتى نشد كه خود را بىنياز از تعليم و محضر پرفيضش ببينم .
در هر مجلسى كه خدمتشان مىرسيدم آنقدر افاضه رحمت و علم و دانش بود ؛ و آنقدر سرشار از حال و وجد و سرور و توحيد بود كه از شدّت حقارت در خود احساس شرمندگى مىنمودم و معمولا هردو هفته يك بار به قم شرفياب مىشدم ؛ و ساعات زيارت و ملاقات با ايشان براى من بسيار ارزنده بود .
درست بخاطر دارم شبى در تهران كه به كتاب سيروسلوك منتسب به مرحوم آية اللّه بحر العلوم نجفى اعلى اللّه تعالى درجته ، شرح مىنوشتم ؛ دچار اشكالى
هامش
( 1 ) به نقل از اظهارات استاد امجدى ، روزنامهء جمهورى اسلامى ، شمارهء 4195 . مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 367 .