شاگردانش آن را بدست آورده است ، اظهار كرده و مىگفتند اين نكته را فلان شخص مطرح نمودند ، از باب نمونه وقتى حجة الاسلام ايزدى در خدمت ايشان بود و يكى از فضلا از ايشان راجع به حديثى سؤال كرد ، علّامه جوابى دادند ولى نامبرده عرض كرد شايد حديث مزبور معناى ديگرى داشته باشد و آن معنا را براى ايشان تشريح نمود ، استاد ، سخن اين شاگرد را بخاطر آنكه منطقى بود پسنديد و به آن فرد فاضل فرمود نظر ايشان هم اين است و بدينگونه از شاگردان خود اظهار قدردانى مىنمود و بااين روش روانشناسى ، اعتماد به نفس آنان را تقويت مىكرد تا بتوانند در جلسات علمى و آموزشى تراوشات فكرى خود را ابراز كنند و استمرار اين وضع قدرت تفكر و شجاعت علمى و فرهنگى آنان را فزونى دهد .
آن مرحوم نخست شاگردان را با مسائل عقلى آشنا كرد و لذا دورهء فلسفه را به پايان رسانيد ، بعد يك دوره عرفان نظرى تدريس نمود و بعدها بحث و بررسى پيرامون حديث و روايت در برنامه كارش قرار گرفت ، در طول اين مدت تفسير قرآن [ نيز ] مطرح بود ولى بعد از اينكه دوره سطح و خارج فلسفه و برهان نظرى تمام شد ، آنگاه پرداختند به حديث و چند جلد از بحار الانوار را تدريس كردند « 1 » .
* پرهيز از نقد
علّامه از اينكه اظهار كنند نظر خاصّى دارم و يا نظرات ديگران را رد كنم
هامش
( 1 ) يادها و يادگارها ، تهيه و تنظيم على تاجدينى ، ص 13 و 82 ؛ مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 106 .