تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
مولوى از هركس كه به ايران مىآمد تقاضا مىكرد مقدارى خاك از تبريز براى او به قونيه ببرند ، و بعد وصيت كرد كه هنگام دفن جسدش مقدارى از همان خاك تبريز را در كنارش در خاك بگذارند . چنين علاقه‌اى را بنده نسبت به خطهء آذربايجان دارم « 1 » . برخى از خصوصيات اخلاقى استاد زبان زد بسيارى از افراد بوده است ، از جمله فروتنى و افتادگى ايشان ، تا آن‌جا كه يكى از فرزندان آن مرحوم مىگويد : روزى ايشان در منزل نبودند ، وقتى آمدند من عرض كردم يكى از شاگردان شما آمد ، با شما كارى داشت . فرمودند : بگوييد يكى از رفقا ، اين‌ها رفيقان من هستند « 2 » دختر ايشان ( نجمة السادات طباطبايى ) مىگويد يكى از خصوصيات برجسته پدرم علاقه وافر ايشان به شاگردانشان بود ، مخصوصا آقاى مطهرى ( ره ) خودشان مىگفتند : من هروقت در كنار اين‌ها ( كلمه رفقا را در مورد شاگردان به كار مىبردند ) مىنشينم مثل اين است كه همه دنيا در نظرم روشن مىشود ، واقعا لذّت مىبرم « 3 » .

* دوست خصوصى همه شاگردان

استاد علّامه طباطبايى نسبت به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام بسيار خاضع بود ، در برخورد با شاگردان خود نيز تواضع خاصى داشت ، يكى از تلاميذ معروفش مىگفت : در طول سى سال كه با او انس داشتم ، مىديدم وى نسبت به
هامش
( 1 ) يادنامه اوّل علّامه طباطبايى ، ص 171 . ( 2 ) بينات ( فصلنامه ) ، شماره 34 ص 5 و 6 ؛ به‌نقل از روزنامه اطلاعات ، مصاحبه بادختر علّامه 24 آبان 1371 . ( 3 ) مجلهء زن روز ، شمارهء 892 . مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ، ص 368 .
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 259 | مراد على شمس